گرفتاریی این روزهای طراحان وبسایت
حقیقت اینه که یه فضای خاصی فی مابین ما صورت گرفته، یه احساس غیر قابل درک و نگرانکننده. انگار هر روز که بیشتر در زمینهی هوش تصنعی و مصنوعی میشنویم، این نگرانیها هم بیشتر میشن. خیلیها تو دلشون یه خوف دارن که اما شاید هنوز با صدای بلند نگفتنش، البته به طور کاملً حسش طراحی سایت در مشهد میکنی.
حسی مثل اینکه: «نکنه دیگه مکان اینجانب تو این بازار نباشه؟»، «نکنه هوش تصنعی با اون توان تعجب آور و غریبش، که با یکسری کلیک میتونه محتوای با کیفیت ساخت کنه یا این که یه تارنما بدون نقص بسازه، مکان منو بگیره؟»، «نکنه درآمدم، موقعیتم، و تمامی زحمتهایی که کشیدم، یه روزی از در میان بره؟»
این گرفتاری صرفا اختصاصی طراحها وجود ندارد؛ خیلی از تالیف کنندهها، گرافیستها، اپنویسها و حتی مدرسها هم با این احساس روبهرو شدن. یه جور نااطمینانی نسبت به آتی، یه پرسش گران قدر که هنوز پاسخ قطعی براش نداریم. آیا حقیقتاً هوش تصنعی و مصنوعی قراره ما رو از کارمون بندازه؟
این سؤال، یه چیزیه که نمیشه ازش گریز کرد، البته میشه باهاش روبهرو شد و واقع بینانه بررسیش کرد. تو ادامهی نوشتهیعلمی، قراره ظریفخیس ببینیم کهاین نگرانیها چقدر واقعیه و آیا حقیقتاً تهدیدی وجود داره یا این که خیر.
این خوفها به طور کاملً طبیعیان
واقعیتش اینه که نمیشه با قاطعیت به سؤال «آیا هوش تصنعی و مصنوعی مکان ما رو میگیره؟» پاسخ اعطا کرد. یعنی اگه کسی بیاد و بگه «مسلماً خیر، ابداً همچین چیزی ممکن وجود ندارد»، یه جورایی داره حقیقت رو نادیده میگیره. هیچکس نمیتونه آتی رو ظریف پیشبینی کنه. دو یا این که سه سال پیش، اگه کسی کلام از مدلی مثل ChatGPT میزد که بتونه متن بنویسه، کدنویسی کنه، مشورت بده یا این که حتی تارنما پیاده سازی کنه، خیلیها صرفا میخندیدن. البته درحال حاضر چی؟ همین ابزارها اومدن و حقیقتاً صورت جهان رو عوض کردن.
پس آری، این ترسی که وجود داره، واقعیه و خیلی هم طبیعیه که بشر از چیزی که نمیدونه تهش قراره چی بشه، بترسه. مخصوصاً هنگامی پای عمل و درآمد وسطه. ولی این تنها راجع به هوش تصنعی و مصنوعی هم وجود ندارد. خیلی از سیستمهایی که الان امور رو خود کار میکنن، حتی فارغ از به کار گیری از AI، دارن همین شم انذار رو ساختوساز میکنن.
از جملهً ابزارهایی هستن که صرفا کافیه واردش بشی، یکسری تا مورد رو مشخص و معلوم کنی، سپس خودشون وردپرس نصب میکنن، پوسته تعیین میکنن، افزونه میذارن، حتی پیاده سازی هم اعمال میدن. کلیهی اینها سوای اینکه نیاز باشه شما دستی وارد بشی یا این که حتی با یه طراح شغل کنی.
فرقی هم نمیکنه اون سیستم یه برنامه باشه یا این که یه دسته پشت پرده با ارزش خیلی زیر. برای ما که طراح وبسایت هستیم، خروجی یکیه: یه حریف تازه و ارزونخیس وارد میشه و این میتونه نگرانکننده باشه. البته اینکه این خوف طبیعیه، عامل نمیشه که تنها بشینیم و تماشا کنیم. بایستی ببینیم چطور میتونیم تو این حالت نو، خودمون رو خوب کنیم، تطبیق بدیم و حتی شاید از دل همین ارعاب، یه مجال بسازیم.
راهحل چیه؟
حال بذار از تجاربی فردی خودم براتون بگم. اینجانب مدتی بود که یه ایده برای فعال سازی یک سیستم چت آنلاین داشتم. همون ویجتهایی که کنارهی وبسایتها ظواهر میشن و مخاطب میتونه بی واسطه با حامی رابطه بگیره. همگی چیز عالی پیش میرفت، البته یه فکری همیشه ذهنمو سرگرم کرده بود: «اگه یه روز هوش تصنعی بیاد که خودش پاسخ مخاطب رو بده چی؟ اگه دیگه نیازی به انسان زنده برای جوابگویی نباشه چی میشه؟»
راستش اولش یهمعدود استرس گرفتم. احساس کردم شاید این ایده آتی نداشته باشه. اما سپس با خودم گفتم: «خب، اگه قراره همچین چیزی بیاد، چرا خویش اینجانب نسازمش؟ چرا اینجانب اون کسی نباشم کهاین ترساندن رو تبدیل به ابزار کارکشته کنه؟»
دقیقاً همون شب (ساعت ۲ نیمه شب حتی!) نشستم و به یکسری تا از دوستام که تو حیطهی هوش تصنعی فعال بودن پیام دادم. براشون توضیح دادم که چه سیستمی مد نظرم میباشد: یه چتآنلاین هوشمند که بتونه خودش پاسخ مخاطب رو بده. فارغ از نیاز به دخالت انسانی. حتی بالاتر از اون، گفتم که بایستی این سیستم بتونه به تلگرام، واتساپ و اینستاگرام هم وصل بشه.
حال دارم با تیمم روی همین پروژه عمل میکنم. یعنی به جایاینکه بشینم و نگران یه ارعاب بشم، خودم شدم هر کس داره اون ارعاب رو میبنا، البته خیر علیه خودم، بلکه در راستای ایدم. اینجانب اومدم شکل مورد رو عوض کردم. ارعاب رو گرفتم، تبدیلش کردم به بخشی از چاره و اکنون اون ایدهای که یه وقتی نگرانش بودم، گردیده یه پلتفرم قادرخیس گران بها فراتر.
گرفتاریی این روزهای طراحان وبسایت
حقیقت اینه که یه فضای خاصی فی مابین ما صورت گرفته، یه احساس غیر قابل درک و نگرانکننده. انگار هر روز که بیشتر در زمینهی هوش تصنعی و مصنوعی میشنویم، این نگرانیها هم بیشتر میشن. خیلیها تو دلشون یه خوف دارن که اما شاید هنوز با صدای بلند نگفتنش، البته به طور کاملً حسش طراحی سایت در مشهد میکنی.
حسی مثل اینکه: «نکنه دیگه مکان اینجانب تو این بازار نباشه؟»، «نکنه هوش تصنعی با اون توان تعجب آور و غریبش، که با یکسری کلیک میتونه محتوای با کیفیت ساخت کنه یا این که یه تارنما بدون نقص بسازه، مکان منو بگیره؟»، «نکنه درآمدم، موقعیتم، و تمامی زحمتهایی که کشیدم، یه روزی از در میان بره؟»
این گرفتاری صرفا اختصاصی طراحها وجود ندارد؛ خیلی از تالیف کنندهها، گرافیستها، اپنویسها و حتی مدرسها هم با این احساس روبهرو شدن. یه جور نااطمینانی نسبت به آتی، یه پرسش گران قدر که هنوز پاسخ قطعی براش نداریم. آیا حقیقتاً هوش تصنعی و مصنوعی قراره ما رو از کارمون بندازه؟
این سؤال، یه چیزیه که نمیشه ازش گریز کرد، البته میشه باهاش روبهرو شد و واقع بینانه بررسیش کرد. تو ادامهی نوشتهیعلمی، قراره ظریفخیس ببینیم کهاین نگرانیها چقدر واقعیه و آیا حقیقتاً تهدیدی وجود داره یا این که خیر.
این خوفها به طور کاملً طبیعیان
واقعیتش اینه که نمیشه با قاطعیت به سؤال «آیا هوش تصنعی و مصنوعی مکان ما رو میگیره؟» پاسخ اعطا کرد. یعنی اگه کسی بیاد و بگه «مسلماً خیر، ابداً همچین چیزی ممکن وجود ندارد»، یه جورایی داره حقیقت رو نادیده میگیره. هیچکس نمیتونه آتی رو ظریف پیشبینی کنه. دو یا این که سه سال پیش، اگه کسی کلام از مدلی مثل ChatGPT میزد که بتونه متن بنویسه، کدنویسی کنه، مشورت بده یا این که حتی تارنما پیاده سازی کنه، خیلیها صرفا میخندیدن. البته درحال حاضر چی؟ همین ابزارها اومدن و حقیقتاً صورت جهان رو عوض کردن.
پس آری، این ترسی که وجود داره، واقعیه و خیلی هم طبیعیه که بشر از چیزی که نمیدونه تهش قراره چی بشه، بترسه. مخصوصاً هنگامی پای عمل و درآمد وسطه. ولی این تنها راجع به هوش تصنعی و مصنوعی هم وجود ندارد. خیلی از سیستمهایی که الان امور رو خود کار میکنن، حتی فارغ از به کار گیری از AI، دارن همین شم انذار رو ساختوساز میکنن.
از جملهً ابزارهایی هستن که صرفا کافیه واردش بشی، یکسری تا مورد رو مشخص و معلوم کنی، سپس خودشون وردپرس نصب میکنن، پوسته تعیین میکنن، افزونه میذارن، حتی پیاده سازی هم اعمال میدن. کلیهی اینها سوای اینکه نیاز باشه شما دستی وارد بشی یا این که حتی با یه طراح شغل کنی.
فرقی هم نمیکنه اون سیستم یه برنامه باشه یا این که یه دسته پشت پرده با ارزش خیلی زیر. برای ما که طراح وبسایت هستیم، خروجی یکیه: یه حریف تازه و ارزونخیس وارد میشه و این میتونه نگرانکننده باشه. البته اینکه این خوف طبیعیه، عامل نمیشه که تنها بشینیم و تماشا کنیم. بایستی ببینیم چطور میتونیم تو این حالت نو، خودمون رو خوب کنیم، تطبیق بدیم و حتی شاید از دل همین ارعاب، یه مجال بسازیم.
راهحل چیه؟
حال بذار از تجاربی فردی خودم براتون بگم. اینجانب مدتی بود که یه ایده برای فعال سازی یک سیستم چت آنلاین داشتم. همون ویجتهایی که کنارهی وبسایتها ظواهر میشن و مخاطب میتونه بی واسطه با حامی رابطه بگیره. همگی چیز عالی پیش میرفت، البته یه فکری همیشه ذهنمو سرگرم کرده بود: «اگه یه روز هوش تصنعی بیاد که خودش پاسخ مخاطب رو بده چی؟ اگه دیگه نیازی به انسان زنده برای جوابگویی نباشه چی میشه؟»
راستش اولش یهمعدود استرس گرفتم. احساس کردم شاید این ایده آتی نداشته باشه. اما سپس با خودم گفتم: «خب، اگه قراره همچین چیزی بیاد، چرا خویش اینجانب نسازمش؟ چرا اینجانب اون کسی نباشم کهاین ترساندن رو تبدیل به ابزار کارکشته کنه؟»
دقیقاً همون شب (ساعت ۲ نیمه شب حتی!) نشستم و به یکسری تا از دوستام که تو حیطهی هوش تصنعی فعال بودن پیام دادم. براشون توضیح دادم که چه سیستمی مد نظرم میباشد: یه چتآنلاین هوشمند که بتونه خودش پاسخ مخاطب رو بده. فارغ از نیاز به دخالت انسانی. حتی بالاتر از اون، گفتم که بایستی این سیستم بتونه به تلگرام، واتساپ و اینستاگرام هم وصل بشه.
حال دارم با تیمم روی همین پروژه عمل میکنم. یعنی به جایاینکه بشینم و نگران یه ارعاب بشم، خودم شدم هر کس داره اون ارعاب رو میبنا، البته خیر علیه خودم، بلکه در راستای ایدم. اینجانب اومدم شکل مورد رو عوض کردم. ارعاب رو گرفتم، تبدیلش کردم به بخشی از چاره و اکنون اون ایدهای که یه وقتی نگرانش بودم، گردیده یه پلتفرم قادرخیس گران بها فراتر.

تبلیغات کلیکی (PPC) چیست؟ مزایا، اشکال و معرفی شایسته ترین پلتفرم های آن